ما معمولاً برای کارهای بزرگ احترام بیشتری قائلیم.
پیدا کردن یک شغل خوب، راهاندازی یک کسبوکار، خرید خانه، ادامه تحصیل، سفر، تغییر سبک زندگی یا رسیدن به درآمد بیشتر، در نظر ما «کارهای مهم» هستند.
اما جواب دادن به یک ایمیل، مرتب کردن یک پوشه، ده دقیقه مطالعه، نوشتن مخارج امروز، گرفتن یک وقت دکتر، آماده کردن لباس فردا یا انجام یک تماس کوتاه، چندان مهم به نظر نمیرسد.
مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشود.
بخش بزرگی از زندگی ما نه از چند تصمیم بزرگ، بلکه از صدها کار کوچک ساخته شده است.
یک کار کوچک ممکن است فقط کوچک به نظر برسد
فرض کنید خانمی قصد دارد شغل بهتری پیدا کند.
«پیدا کردن شغل بهتر» هدف بزرگی است و شاید در نگاه اول سخت و زمانبر باشد.
اما امروز میتواند فقط عکس مناسبی برای رزومهاش انتخاب کند.
فردا یکی از بخشهای رزومه را اصلاح کند.
روز بعد سه شرکت مناسب پیدا کند.
یک روز دیگر پروفایل کاری خود را کامل کند.
و بعد برای اولین موقعیت شغلی درخواست بفرستد.
هیچکدام از این کارها بهتنهایی اتفاق بزرگی نیستند، اما کنار هم میتوانند شغل او را تغییر دهند.
این همان نکتهای است که در تفکر «کایزن» ژاپنی اهمیت زیادی دارد: لازم نیست هر بار تغییر بزرگی ایجاد کنیم؛ کافی است چیزی را کمی بهتر کنیم و این بهتر شدن را ادامه دهیم.
بعضی کارهای کوچک جلوی مشکلات بزرگ را میگیرند
گاهی ارزش یک کار کوچک در چیزی است که اجازه نمیدهد اتفاق بیفتد.
پنج دقیقه بررسی تاریخ انقضای پاسپورت ممکن است مانع بههمخوردن یک سفر شود.
پرداخت یک قبض در موعد مقرر میتواند مانع جریمه شود.
ذخیره نسخه پشتیبان از فایلهای مهم میتواند جلوی از دست رفتن چند ماه کار را بگیرد.
نوشتن یک قرار در تقویم میتواند مانع فراموش شدن آن شود.
بررسی یک قرارداد قبل از امضا ممکن است از یک اختلاف طولانی جلوگیری کند.
پس برای سنجیدن اهمیت یک کار فقط نباید پرسید:
«انجام این کار چه نتیجهای دارد؟»
گاهی باید پرسید:
«اگر این کار کوچک را انجام ندهم، بعداً چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟»
ده دقیقهها را دستکم نگیریم
خیلی از ما وقتی یک ساعت وقت آزاد نداریم، کاری را شروع نمیکنیم .
.
وقتی سرم خلوت شد ورزش میکنم.
بعداً اتاقم را مرتب میکنم.
یک روز مینشینم و تمام فایلهایم را سامان میدهم.
اما آن «یک روز مناسب» ممکن است مدتها نرسد.
در حالی که ده دقیقه امروز واقعاً وجود دارد.
در ده دقیقه میتوان پنج کلمه زبان یاد گرفت، چند حرکت ورزشی انجام داد، یک کشوی شلوغ را مرتب کرد، یک صفحه کتاب خواند یا یک کار عقبافتاده را تمام کرد.
ده دقیقه قرار نیست زندگی ما را همان لحظه تغییر دهد.
ارزش آن در این است که حرکت را متوقف نمیکند.
کارهای کوچک ذهن را هم آزاد میکنند
یک پیام که باید جواب بدهیم، وسیلهای که باید بخریم، مدرکی که باید ارسال کنیم یا کاری که باید پیگیری کنیم، شاید هرکدام فقط چند دقیقه زمان بخواهند.
اما تا وقتی انجام نشدهاند، بخشی از توجه ما را اشغال میکنند.
به همین دلیل گاهی انجام پنج کار دهدقیقهای میتواند بیشتر از انجام یک کار بزرگ احساس آرامش ایجاد کند.
کارهای کوچکِ نیمهتمام مانند پنجرههای بازی هستند که در ذهن باقی میمانند.
بستن تعدادی از آنها میتواند ذهن را برای فکرهای مهمتر آزاد کند.
زندگی روزمره خانمهای جوان پر از همین کارهای کوچک است
ممکن است همزمان بخواهید به ظاهر و سلامت خود برسید، کار کنید، درس بخوانید، درآمدتان را بهتر مدیریت کنید، با دوستان و خانواده در ارتباط باشید، سفر کنید، مهارتی یاد بگیرید و برای آینده برنامه داشته باشید.
اگر همه اینها را به شکل چند هدف بزرگ ببینید، زندگی خیلی زود سنگین به نظر میرسد.
اما هرکدام را میتوان به حرکتهای کوچک تبدیل کرد.
برای سلامتی: امروز فقط وقت معاینه را بگیرید.
برای ورزش: امروز فقط پانزده دقیقه پیادهروی کنید.
برای ظاهر و نظم شخصی: امشب لباس فردا را آماده کنید.
برای پول: فقط هزینههای امروز را ثبت کنید.
برای کار: فقط یک ایمیل عقبافتاده را بفرستید.
برای یادگیری: فقط ده دقیقه درس بخوانید.
برای سفر: فقط اعتبار پاسپورت را بررسی کنید.
برای خانه: فقط یک کشو را مرتب کنید.
برای یک ایده کاری: فقط آن را بنویسید تا فراموش نشود.
برای رابطهای که برایتان مهم است: همان پیام کوتاهی را که مدتهاست عقب انداختهاید، ارسال کنید.
این کارها کوچکاند، اما بیاهمیت نیستند.
منتظر انگیزه بزرگ نباشیم
یکی از اشتباهات رایج این است که شروع کار را به داشتن انگیزه زیاد وابسته کنیم.
اگر حال خوبی داشته باشیم ورزش میکنیم.
اگر انرژی داشته باشیم مطالعه میکنیم.
اگر وقت کافی داشته باشیم کار عقبافتاده را انجام میدهیم.
روش بهتر این است که اندازه کار را با شرایط همان روز هماهنگ کنیم.
اگر امروز نمیتوانید یک ساعت ورزش کنید، پانزده دقیقه انجام دهید.
اگر نمیتوانید بیست صفحه بخوانید، دو صفحه بخوانید.
اگر نمیتوانید کل خانه را مرتب کنید، یک قسمت را مرتب کنید.
اگر نمیتوانید پروژه را تمام کنید، یک مرحله آن را جلو ببرید.
کم انجام دادن با هیچ کاری نکردن یکسان نیست.
یکی حرکت را ادامه میدهد و دیگری آن را متوقف میکند.
کیفیت زندگی هم از جزئیات ساخته میشود
کن موگی، نویسنده ژاپنی، در توضیح Ikigai از «کوچک شروع کردن» و «لذت چیزهای کوچک» بهعنوان دو اصل مهم یاد میکند.
این نگاه فقط برای رسیدن به اهداف کاری نیست.
یک صبحانه آرام، مرتب کردن تخت، پوشیدن لباسی که دوستش داریم، رسیدگی به یک گلدان، نوشیدن چای بدون نگاه کردن مداوم به تلفن، چند دقیقه قدم زدن یا تماس کوتاه با کسی که دوستش داریم نیز بخشی از کیفیت زندگی است.
قرار نیست تمام ارزش زندگی در تعطیلات بزرگ، خریدهای گران، موفقیتهای شغلی یا اتفاقهای هیجانانگیز خلاصه شود.
زندگی بیشتر از روزهای معمولی تشکیل شده است.
اگر کیفیت کارهای معمولی بهتر شود، بخش بزرگی از زندگی بهتر شده است.
یک روش ساده برای هر روز
صبح یا شب، کارهایتان را نگاه کنید و سه کار کوچک انتخاب کنید:
یک کار کوچک که شما را به یکی از هدفهایتان نزدیک میکند.
یک کار کوچک که از ایجاد یک مشکل در آینده جلوگیری میکند.
و یک کار کوچک که زندگی امروزتان را کمی بهتر میکند.
مثلاً:
ارسال رزومه به یک شرکت؛
تمدید بیمه قبل از پایان اعتبار؛
و بیست دقیقه پیادهروی عصرانه.
ممکن است این سه کار روی کاغذ چندان چشمگیر نباشند.
اما اگر چنین روزهایی پشت سر هم قرار بگیرند، نتیجه دیگر کوچک نخواهد بود.
در پایان
ما معمولاً دنبال کاری میگردیم که زندگیمان را تغییر دهد، در حالی که گاهی تغییر از کاری شروع میشود که فقط چند دقیقه زمان میبرد.
یک تماس.
یک ثبتنام.
یک صفحه مطالعه.
یک درخواست.
یک پرداخت بهموقع.
یک یادداشت.
یک تصمیم کوچک.
یک «نه» گفتن به چیزی که وقتمان را تلف میکند.
یا یک «بله» گفتن به فرصتی که مدتها عقب انداختهایم.
کار کوچک را فقط با اندازه خودش نسنجید؛ ببینید به چه چیزی متصل است.
ممکن است یک کار پنجدقیقهای، اولین حلقه از زنجیرهای باشد که چند ماه بعد نتیجهای بسیار بزرگ میسازد.
قرار نیست هر روز کار بزرگی انجام دهیم.
اما تقریباً هر روز میتوانیم یک کار کوچکِ درست انجام دهیم.
